الشيخ حسين الحقاني

57

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

نظر اوّل : اينكه نفس الامر ظرفى است كه عقل براى مطلق ثبوت و تحقّق فرض مىكند و شامل همه قضاياى درست و صادق ذهنى و خارجى بوده و هرآنچه را كه عقل صحّت و ثبوت آنها را تصديق مىكند و لكن براى آنها مطابقى در ذهن يا خارج نيست همه را دربر مىگيرد . نظر دوّم : مراد به امر در نفس الامر « عالم امر » مقابل « عالم خلق » مىباشد و آن عقل كلّى است كه جميع صور معقولات در آن قرار دارد . نظر سوّم : مراد از نفس الامر ، نفس شىء يعنى خود شىء است . مرحوم استاد علّامه از ميان اين سه نظر نظر اوّل را پذيرفته و دو نظر ديگر را مورد اشكال و ايراد قرار داده است تفصيل آن در متن درس بيان گرديده است . فرع هشتم : شيئيّت با وجود ملازم است و واسطه‌اى بين وجود و عدم وجود ندارد چنان كه فرقهء معتزله به واسطهء بين وجود و عدم قائل بوده ، آن را « حالّ » ناميده‌اند توضيح اين نظر و پاسخ آن در متن درس بيان گرديده است . فرع نهم : اينكه حقيقت وجود جز خودش سببى ندارد چون تنها وجود ، اصالت داشته و خارج از دائرهء وجود همه باطل است . فرع دهم : اينكه حقيقت وجود عين خارجيّت است زيرا حقيقت وجود عين حيثيّت ترتّب آثار خارجى بر موجود است توضيح اين چند فرع نيز در متن درس توضيح داده شده است . از مطالب بالا استفاده مىشود كه حقيقت وجود ، صورت عقلى ندارد و نيز نسبت مفهوم وجود به موجودات خارجى مثل نسبت ماهيّت كلّى به افراد خارجى نيست و نيز مراد از مفهوم هنگامى مىتواند ماهيّت باشد كه براى ماهيّت فرد خارجى باشد توضيح اين سه نكته نيز در ذيل درس بيان شده است مراجعه كنيد .